تبليغاتX
سُك سُك


- ببخشید! سرویس بهداشتی کدوم طرفه؟
- از این در که برید بیرون، پله می‌خوره می‌ره پایین.
- خیلی ممنون.
- التماس دعا!

نوشته شده توسط كوثر در روز چهارشنبه 30 بهمن1387 ؛ ساعت 20:40 |

اینجا
قم است؛

اما
مدینه‌ی فاضله نیست!
 
نوشته شده توسط كوثر در روز سه شنبه 29 بهمن1387 ؛ ساعت 10:30 |


همان‌طور که خانم سین به جایی خیره شده بود، انگشتانش با شن‌های زیر دستش بازی می‌کرد. وقتی داشت آه بلندی می‌کشید، چشمش افتاد به آقای جیم که سرش را پایین انداخته بود و پاهایش با موج‌های کم‌رمق آب بازی می‌کرد. یک‌هو خانم سین به ذهنش رسید که با ماسه‌ها یک خانه بسازد.
 

نوشته شده توسط كوثر در روز یکشنبه 27 بهمن1387 ؛ ساعت 6:17 |

شده‌ام مثل موهای پریشان در باد.
.
نوشته شده توسط كوثر در روز پنجشنبه 24 بهمن1387 ؛ ساعت 13:36 |

سرنوشت، منتظر تصمیم من و تو نمی‌ماند.
.
نوشته شده توسط كوثر در روز سه شنبه 22 بهمن1387 ؛ ساعت 19:18 |

آقای گاف مریض می‌شود. می‌رود پیش دکتر. دکتر نبضش را می‌گیرد. به سرعت او را به آزمایشگاه می‌فرستد. از آقای گاف چند سی‌سی خون می‌گیرند. او پشت در، قدم‌زنان منتظر نتیجه‌ی آزمایش است. خانمی سفیدپوش از در خارج می‌شود. با خوشحالی رو به آقای گاف می‌کند و می‌گوید: «مژدگانی بدهید؛ شما عاشق شده‌اید». با شنیدن این خبر، آقای گاف ویار ِ معشوق می‌کند.
.
نوشته شده توسط كوثر در روز یکشنبه 20 بهمن1387 ؛ ساعت 10:42 |

گاهی معادلات به راحتی حل می‌شود؛
ما نمی‌خواهیم راحت حلش کنیم!

نوشته شده توسط كوثر در روز جمعه 18 بهمن1387 ؛ ساعت 13:40 |

شاعری مادر شد
پدر بچه‌ی خود را سوزاند!

سید حسن حسینی، نوش‌داروی طرح ژنریک

نوشته شده توسط كوثر در روز پنجشنبه 17 بهمن1387 ؛ ساعت 17:38 |

چشم‌هایت،
مأمورین براندازی نرم.

نوشته شده توسط كوثر در روز چهارشنبه 16 بهمن1387 ؛ ساعت 0:15 |

آسمان ابری،
شاخه‌های خشکیده،
دسته‌های کلاغ؛

قاب عکس خیس.

نوشته شده توسط كوثر در روز یکشنبه 13 بهمن1387 ؛ ساعت 15:37 |

می‌دانم که غیر ممکن است؛
اما چه کنم که آرزوهایم همه محال است؟
 
نوشته شده توسط كوثر در روز جمعه 11 بهمن1387 ؛ ساعت 19:39 |

دچار توهم شده‌ام؛
باز هم.

نوشته شده توسط كوثر در روز پنجشنبه 10 بهمن1387 ؛ ساعت 22:31 |

کاش بعضی‌ها این‌قدر خوب نبودند!

نوشته شده توسط كوثر در روز سه شنبه 8 بهمن1387 ؛ ساعت 8:51 |

روزه‌ی سکوت می‌گیرم؛
شاید که عیسای من هم، سخنی بگوید.

نوشته شده توسط كوثر در روز شنبه 5 بهمن1387 ؛ ساعت 14:31 |

دارم یاد می‌گیرم که
اصل هنر، در تغییر کردن است؛
نه تغییر دادن.

نوشته شده توسط كوثر در روز چهارشنبه 2 بهمن1387 ؛ ساعت 23:22 |