تبليغاتX
سُك سُك


بو ندارد
   ولی
خوشبو می‌کند و با طراوت،
خاک را
هوا را
زمان را
ما را...

آب.
 
نوشته شده توسط كوثر در روز دوشنبه 31 فروردین1388 ؛ ساعت 19:8 |

از لانه‌اش زده بود بیرون. بی‌هدف پرواز می‌کرد و دلش ضعف می‌رفت از اینکه حالا هر کاری بخواهد، می‌کند. نه کسی هست که امر و نهی‌اش کند و نه کسی که هی نگران شکستن بال‌هایش باشد.
دلش کشیده بود تک‌تک «نکن»ها را بکُند؛ بین شاخه‌های تو در توی درختان جنگل ویراژ بدهد، نزدیک زمین پرواز کند، با پرنده‌ها و حیوانات جورواجور و مختلف گپ بزند و هر کار هیجان‌انگیز دیگری...
به حرف دلش گوش داد و حسابی خوش گذراند و آخرش هم به لانه برنگشت.
 
نوشته شده توسط كوثر در روز شنبه 29 فروردین1388 ؛ ساعت 21:52 |

- با توجه به اینکه شما یک «آقا» هستید، انگیزه‌تون از راه‌اندازی تشکل «بانوان» چی بوده؟
- علاقه‌ی زیاد ما به «بانوان»!
 
گلدختر!
نوشته شده توسط كوثر در روز پنجشنبه 27 فروردین1388 ؛ ساعت 19:10 |

چه فایده وقتی
میان این همه «خبر»،
مهم‌ترین اتفاقات هیچ‌ دلی،
ثبت نمی‌شود؟
 
نوشته شده توسط كوثر در روز سه شنبه 25 فروردین1388 ؛ ساعت 10:52 |

از تقاطع که رد شد دیگر او را ندید... او پشت چراغ قرمز مانده بود.
 
نوشته شده توسط كوثر در روز یکشنبه 23 فروردین1388 ؛ ساعت 11:39 |

آدم‌ها دو دسته‌اند:
دسته‌ی اول و دسته‌ی دوم.
 
نوشته شده توسط كوثر در روز پنجشنبه 20 فروردین1388 ؛ ساعت 1:45 |

- ببخشید استاد! مطالبی که توی این 5 جلسه گفتید، ربطی به موضوع درس‌مون نداره.
- انصافا چیز جدید یاد گرفتید یا نه؟!
 
نوشته شده توسط كوثر در روز سه شنبه 18 فروردین1388 ؛ ساعت 13:24 |

یکی بود، یکی نبود.
بعدش اونی هم که بود، دیگه نبود.
 
نوشته شده توسط كوثر در روز یکشنبه 16 فروردین1388 ؛ ساعت 20:10 |

دیگه برات چه فرقی می‌کنه؟
 
نوشته شده توسط كوثر در روز جمعه 14 فروردین1388 ؛ ساعت 18:11 |

طبیعت بشر این‌گونه است که دست‌کم یک‌سوم عمرش را در خواب باشد!
 
نوشته شده توسط كوثر در روز پنجشنبه 13 فروردین1388 ؛ ساعت 9:24 |

به کجا می‌روم آخر؟
 
نوشته شده توسط كوثر در روز سه شنبه 11 فروردین1388 ؛ ساعت 11:36 |

یکی بود، یکی نبود. اونی که بود، منتظر اونی بود که نبود.
 
نوشته شده توسط كوثر در روز یکشنبه 9 فروردین1388 ؛ ساعت 0:33 |

ما
گمشدگانیم.
 
نوشته شده توسط كوثر در روز جمعه 7 فروردین1388 ؛ ساعت 18:32 |

نسبت میان خواسته‌ی من و خواست تو،
مثل نسبت بین منظره است و تصویرش در آب.

نوشته شده توسط كوثر در روز پنجشنبه 6 فروردین1388 ؛ ساعت 0:39 |

خب نمی‌خواهی بدهی، نده؛
چرا دل می‌سوزانی؟!
 
نوشته شده توسط كوثر در روز یکشنبه 2 فروردین1388 ؛ ساعت 2:15 |