- میدونی؟ یه چیزی هست که بهم میگه امسال دیگه سال خوبیه.
+ اون چیز چیه؟
- همونی که سالهای قبل هم بهم میگفت: «امسال دیگه سال خوبیه».

نوشته شده توسط
كوثر در روز چهارشنبه 21 مرداد1388 ؛ ساعت 14:56
|
سناریوی درامش را که تو نوشتهای،
بگذار اشکش را من بریزم.

نوشته شده توسط
كوثر در روز شنبه 17 مرداد1388 ؛ ساعت 15:33
|
در تمام این زندگی،
جای تو خالی است.

نوشته شده توسط
كوثر در روز پنجشنبه 15 مرداد1388 ؛ ساعت 22:59
|
بعد دست خیالش را گرفت و برای همیشه از آنجا رفت.

نوشته شده توسط
كوثر در روز پنجشنبه 15 مرداد1388 ؛ ساعت 11:2
|
ترسم از این است که
پرواز را فرا نگرفته،
بالهایم بشکند...

نوشته شده توسط
كوثر در روز سه شنبه 13 مرداد1388 ؛ ساعت 12:32
|
خیلی هم که تند بروی
از جاده میافتی بیرون.

نوشته شده توسط
كوثر در روز دوشنبه 12 مرداد1388 ؛ ساعت 15:26
|
شب است
و
جادهی بیانتهای
منتهی به تو
منام و
دست خالی و
پای پیاده...
فانوسی بالا بگیر،
مرکبی برسان و
توشهای...

نوشته شده توسط
كوثر در روز جمعه 2 مرداد1388 ؛ ساعت 0:17
|