- میدونی؟ یه چیزی هست که بهم میگه امسال دیگه سال خوبیه.
+ اون چیز چیه؟
- همونی که سالهای قبل هم بهم میگفت: «امسال دیگه سال خوبیه».

نوشته شده توسط
كوثر در روز چهارشنبه 21 مرداد1388 ؛ ساعت 14:56
|
سناریوی درامش را که تو نوشتهای،
بگذار اشکش را من بریزم.

نوشته شده توسط
كوثر در روز شنبه 17 مرداد1388 ؛ ساعت 15:33
|
در تمام این زندگی،
جای تو خالی است.

نوشته شده توسط
كوثر در روز پنجشنبه 15 مرداد1388 ؛ ساعت 22:59
|
بعد دست خیالش را گرفت و برای همیشه از آنجا رفت.

نوشته شده توسط
كوثر در روز پنجشنبه 15 مرداد1388 ؛ ساعت 11:2
|
خیلی هم که تند بروی
از جاده میافتی بیرون.

نوشته شده توسط
كوثر در روز دوشنبه 12 مرداد1388 ؛ ساعت 15:26
|
شب است
و
جادهی بیانتهای
منتهی به تو
منام و
دست خالی و
پای پیاده...
فانوسی بالا بگیر،
مرکبی برسان و
توشهای...

نوشته شده توسط
كوثر در روز جمعه 2 مرداد1388 ؛ ساعت 0:17
|
حواستان باشد!
مردم برای این نظام،
این انتخابات
و
این دولت،
خون دل خوردهاند؛
آقای رئیسجمهور!

نوشته شده توسط
كوثر در روز یکشنبه 28 تیر1388 ؛ ساعت 11:35
|
میدانی؟
غربت بد دردی است
و
او که تو را ندارد،
از همه غریبتر است.

نوشته شده توسط
كوثر در روز پنجشنبه 25 تیر1388 ؛ ساعت 20:17
|
بالاخره یک روزی...

نوشته شده توسط
كوثر در روز چهارشنبه 24 تیر1388 ؛ ساعت 18:43
|
بگوییدش:
سرما همه را خشکانده است؛
گرمای خورشید پشت ابر، کفایت نمیکند.

نوشته شده توسط
كوثر در روز سه شنبه 16 تیر1388 ؛ ساعت 17:12
|
چیز دردناک، دردناک است؛ شدت و ضعفش هم ربطی به عمدی و غیرعمدی بودنش ندارد.

نوشته شده توسط
كوثر در روز یکشنبه 14 تیر1388 ؛ ساعت 19:32
|
مشهدالرضا
صحن انقلاب
پنجره فولاد
گنبد طلایی
نقارهها
شب جمعه
میلاد امام جواد
نمنم باران...
همه چیز مهیای
دعای من
و
استجابت توست...

نوشته شده توسط
كوثر در روز جمعه 12 تیر1388 ؛ ساعت 0:50
|
حب ذات
فطری است.

نوشته شده توسط
كوثر در روز چهارشنبه 3 تیر1388 ؛ ساعت 22:0
|
حباب
به سادگی بزرگ میشود،
راحت بالا میرود
و
زود میترکد.

نوشته شده توسط
كوثر در روز یکشنبه 31 خرداد1388 ؛ ساعت 16:7
|
بچرخ، ولی مواظب باش زیاد سرت گیج نره!

نوشته شده توسط
كوثر در روز یکشنبه 31 خرداد1388 ؛ ساعت 3:18
|
باران که میبارد،
همه جا
بوی خاک میگیرد
و
دل من
بهانه...

نوشته شده توسط
كوثر در روز پنجشنبه 28 خرداد1388 ؛ ساعت 23:56
|
من و تو
ممکن است فراموش کنیم؛
تاریخ اما،
از خاطرش نمیرود.

نوشته شده توسط
كوثر در روز پنجشنبه 28 خرداد1388 ؛ ساعت 9:22
|
روزها
یا میگذرند،
یا سخت میگذرند.

نوشته شده توسط
كوثر در روز سه شنبه 26 خرداد1388 ؛ ساعت 12:54
|
ملت شریف!
با قانونگریزی باید مبارزه کرد.
پس
بریزید تو خیابونها،
شورش کنید،
بسوزونید،
بزنید،
بشکنید،
بکُشید؛
بخورید،
کشته بشید،
...،
تا ما به قدرت برسیم.

نوشته شده توسط
كوثر در روز دوشنبه 25 خرداد1388 ؛ ساعت 16:38
|
شما رنگی بودید
و
ما بیرنگ.
نخواستید ما را ببینید،
وگرنه
تقلب نشده.

نوشته شده توسط
كوثر در روز یکشنبه 24 خرداد1388 ؛ ساعت 9:14
|
یک رئیس جمهور باید،
- اقلاً-
احمدینژاد باشد.
قبول داری؟

نوشته شده توسط
كوثر در روز جمعه 22 خرداد1388 ؛ ساعت 2:37
|
یک رئیس جمهور باید،
- اقلاً -
مفسد نباشد.
قبول داری؟

نوشته شده توسط
كوثر در روز پنجشنبه 21 خرداد1388 ؛ ساعت 18:43
|
یک رئیس جمهور باید،
- اقلاً -
درد مردم را بفهمد.
قبول داری؟

نوشته شده توسط
كوثر در روز چهارشنبه 20 خرداد1388 ؛ ساعت 22:11
|
یک رئیس جمهور باید،
- اقلاً -
وفادار به کشور و ملت باشد.
قبول داری؟

نوشته شده توسط
كوثر در روز چهارشنبه 20 خرداد1388 ؛ ساعت 10:6
|
یک رئیس جمهور باید،
- اقلاً -
اخلاقمدار باشد.
قبول داری؟

نوشته شده توسط
كوثر در روز سه شنبه 19 خرداد1388 ؛ ساعت 22:39
|
یک رئیس جمهور باید،
- اقلاً -
سیاستمدار و زیرک باشد.
قبول داری؟

نوشته شده توسط
كوثر در روز سه شنبه 19 خرداد1388 ؛ ساعت 10:6
|
یک رئیس جمهور باید،
- اقلاً -
شجاع باشد.
قبول داری؟

نوشته شده توسط
كوثر در روز سه شنبه 19 خرداد1388 ؛ ساعت 0:26
|
یک رئیس جمهور باید،
- اقلاً -
صادق باشد.
قبول داری؟

نوشته شده توسط
كوثر در روز دوشنبه 18 خرداد1388 ؛ ساعت 15:11
|
یک رئیس جمهور باید،
- اقلاً -
در یک مناظرهی داخلی، صدایش نلرزد.
قبول داری؟

نوشته شده توسط
كوثر در روز دوشنبه 18 خرداد1388 ؛ ساعت 9:10
|
یک رئیس جمهور باید،
- اقلاً -
عروسک خیمهشببازی نباشد.
قبول داری؟

نوشته شده توسط
كوثر در روز یکشنبه 17 خرداد1388 ؛ ساعت 19:45
|
یک رئیس جمهور باید،
- اقلاً -
برنامههای مدون و روشنی داشته باشد.
قبول داری؟

نوشته شده توسط
كوثر در روز یکشنبه 17 خرداد1388 ؛ ساعت 10:5
|
یک رئیس جمهور باید،
- اقلاً -
یک سخنران خوب باشد.
قبول داری؟

نوشته شده توسط
كوثر در روز شنبه 16 خرداد1388 ؛ ساعت 20:42
|
خودم تصمیم میگیرم با تاهما بنویسم یا آریال.
.
.
.
میبینی؟ من مختارم!

نوشته شده توسط
كوثر در روز چهارشنبه 13 خرداد1388 ؛ ساعت 10:47
|