تبليغاتX
سُك سُك


یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم

فاضل نظری؛ گریه‌های امپراتور
 

نوشته شده توسط كوثر در روز پنجشنبه 19 شهریور1388 ؛ ساعت 14:2 |

شاعری مادر شد
پدر بچه‌ی خود را سوزاند!

سید حسن حسینی، نوش‌داروی طرح ژنریک

نوشته شده توسط كوثر در روز پنجشنبه 17 بهمن1387 ؛ ساعت 17:38 |

فقط بچه‌ها هستن که دماغ‌شون رو به شیشه می‌چسبونن.

شازده کوچولو

نوشته شده توسط كوثر در روز چهارشنبه 27 شهریور1387 ؛ ساعت 19:41 |

گویا مقدمه‌ی حیات شکستن است.
شکستن فریادی در نای مادری درد آشنا، یا شکستن پوسته‌ای فرا روی جوجه‌ای خرد و بینوا!

می‌شکنم در شکن زلف یار
نوشته شده توسط كوثر در روز پنجشنبه 16 خرداد1387 ؛ ساعت 13:33 |

نخواهد رفت مهرش از دل من
اگر چه با منش هر لحظه كيني است

امير خسرو دهلوي

نوشته شده توسط كوثر در روز سه شنبه 17 اردیبهشت1387 ؛ ساعت 12:52 |


چون قطره در آرزوی دریا بودند
گمگشته ی آن همیشه پیدا بودند

این چند کبوتر به خون غلطیده
ره‌پویان وصال مولا بودند

جليل صفربيگي

نوشته شده توسط كوثر در روز چهارشنبه 28 فروردین1387 ؛ ساعت 15:31 |

قدر اين يك دم و يك لحظه بدان
تا تو انديشه كني، آن هم نيست

پروين اعتصامي

نوشته شده توسط كوثر در روز شنبه 24 فروردین1387 ؛ ساعت 10:19 |