گویا مقدمهی حیات شکستن است.
شکستن فریادی در نای مادری درد آشنا، یا شکستن پوستهای فرا روی جوجهای خرد و بینوا!
میشکنم در شکن زلف یار

نوشته شده توسط
كوثر در روز پنجشنبه 16 خرداد1387 ؛ ساعت 13:33
|
نخواهد رفت مهرش از دل من
اگر چه با منش هر لحظه كيني است
امير خسرو دهلوي

نوشته شده توسط
كوثر در روز سه شنبه 17 اردیبهشت1387 ؛ ساعت 12:52
|
چون قطره در آرزوی دریا بودند
گمگشته ی آن همیشه پیدا بودند
این چند کبوتر به خون غلطیده
رهپویان وصال مولا بودند
جليل صفربيگي

نوشته شده توسط
كوثر در روز چهارشنبه 28 فروردین1387 ؛ ساعت 15:31
|
قدر اين يك دم و يك لحظه بدان
تا تو انديشه كني، آن هم نيست
پروين اعتصامي

نوشته شده توسط
كوثر در روز شنبه 24 فروردین1387 ؛ ساعت 10:19
|