روبروی آینه ایستاد و دستی به گردنش کشید. دردی احساس نکرد. آرام باند را از دور گردنش باز کرد. سرش را کمی خم کرد تا زخم را ببیند. از آن جراحت و شکاف عمیق، جز اثرش باقی نمانده بود. زیبایی گردنش را ولی، برای همیشه از دست داده بود...

نوشته شده توسط
كوثر در روز یکشنبه 7 تیر1388 ؛ ساعت 10:28
|